تبليغاتX
بچه های کتابخانه
حرف های کودکانه بچه های کتابخانه

سلام

اول از همه باید بگوییم وبلاگمان یک ساله شد.

تولد وبلاگمان را به شما دوستان عزیز تبریک می گوییم. واز شما که در این یک سال یار وهمراه ما بودید متشکریم.

جمعه روز عرفه است. عرفه یعنی شناخت. در این روز حاجی ها به صحرای عرفات می روند و با لباس سفید دستهای خود را  به طرف خدا دراز می کنند. دعای عرفه می خوانند.وخدا دعایشان را مستجاب می کند. روایت شده که هر کس در ماه رمضان بخشیده نشد روز عرفه را از دست ندهد.

(شرح قسمتی از دعای عرفه از دکتر شریعتی)

خداي من!

خواندمت پاسخم گفتي

از تو خواستم عطايم كردي

به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي

به تو تكيه كردم نجاتم دادي،

به تو پناه آوردم حمايتم كردي

خدايا!

از خيمه‌گاه رحمتت بيرونمان مكن

ودر پایان عید قربان ،روزی که حضرت ابراهیم از امتحان سخت خدا پیروز وسربلند بیرون آمد و نمره 20 از خدا گرفت ،بر شما مبارک.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 15:25  توسط منیره هاشمی | 

 

ساحل‌نشینان دریا در یک صبح جمعه کنار دریا، پسرکی را با چشمان

 آبی به رنگ دریا دیده بودند که قایق‌هایی به رنگ‌های آبی، سبز، زرد،

 قهوه‌ای، قرمز، بنفش، سفید، صورتی و پرتقالی از کاغذ ساخته بود و

 آنها را در دریا رها کرده بود.

آن روز جمعه از صبح بر دریا و ساحل باد می‌وزید.

باد، قایق‌های کاغذی پسرک را آرام آرام از ساحل دور کرده بود.

پسرک هنگام غروب دیده بود قایق‌های کاغذی در انتهای دریا محو شده‌اند.

پسرک نام خود را بر همهٔ قایق‌های کاغذی نوشته بود.

در همهٔ سال‌هایی که بر دریا و ساحل و مردمان ساحل گذشت، کسی سراغی از قایق‌های کاغذی نگرفت.

مردمان ساحل آن روز جمعه و قایق‌های کاغذی را از یاد برده بودند.

پسرک همه شب خواب قایق‌های کاغذی را می‌دید که یک روز جمعه باد آنها را برده بود.

 

«همه آن قایق های کاغذی» کتابی است نوشته استاد احمدرضا

 احمدی که انتشارات کانون پرورش فکری آن را چاپ کرده است والان

 توی یکی از قفسه های بخش نوجوان کتابخانه ما زندگی میکند.

کتابی که آرزوهای کودکی در آن به شکل قایق هایی کاغذی به دریا

سپرده می شوند.خواندن این کتاب زیبا را به شما هم توصیه می کنیم

 و برای استاد که به تازگی از بیمارستان مرخص شده اند آرزوی

 سلامتی داریم.  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 13:24  توسط منیره هاشمی | 

 

هر کس به من کلمه ای بیاموزد من را بنده خود کرده است. امام  علی (ع)


سلام !

 

وقتی کسی که دوستش داریم به مسافرت دوری می رود دلمان برایش تنگ می شود وآرزو می کنیم هر چه زودتر برگردد. خانم میمندی مربی فرهنگی خوب کتابخانه ما دارند از کتابخانه خداحافظی می کنند. دارند بازنشسته می شوند. نمی دانیم جای خالی یک مربی خوب را چطور می شود پر کرد. برای ایشان که سال های سال به بچه های کتابخانه خدمت کردند آرزوی روزهایی خوب وخوش داریم.

ایشان یک نامه خداحافظی هم نوشته اند که با هم می خوانیم:

یا لطیف

"می رسد لحظه های تلخ وداع

می روم نوبهار خانه ی من!

خون دل می چکد ز چشمانم

می تراود ز لب ترانه من..."

روزهای گرم و سبزی بود؛ انگار همین دیروز بود که به شوق یکرنگی نگاه کودکان، کانون، خانه دوم من شد. من برای دل سپردن به تمام نیکی ها و بی ریایی ها  که فقط و فقط در چشمان مهربان و پرفروغ کودکان جاری بود، کانون را انتخاب کردم .  امروز  پس  از حدود  30 سال  به کوله بارم که نگاه می کنم، خوشحالم که  صفای کودکان، چراغ دلم را روشن داشته است. خوشحالم که در بین این همه اضداد و گاه کم مهری ها، کودکان و دوستان خوبی بین همکارانم پیدا کرده ام. خوشحالم که با کودکان راستگو هم نشین بوده ام اما دریغ از دوری آنان که از  این پس مرا دلتنگ می کند.  

خدایا! به حرمت صفای کودکان و به حرمت فرهنگ آموزگاری و معلمی که شغل انبیاء شمرده شد ه است، یکرنگی و صداقت کودکان را در من بیشتر زنده کن! 

برای همکارانم که در این مکان ارزشمند همکاری می کنند، روزهای پرباری آرزومندم و امیدوارم آنان نیز از یکرنگی و نگاه پرمهرِ کودکان مانند من بهره مند شوند.

 

آمین یا رب العالمین!          

                                                      

 

    

 فاطمه میمندی نژاد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 14:54  توسط منیره هاشمی | 

سلام

این روزها کتاب ها خوشحال هستند. می گویید چرا؟ چون هفته کتاب وکتاب خوانی است وهمه جا برای کتاب ها نمایشگاه می گذارند وبرنامه اجرا می کنند. توی این برنامه ها خیلی از کتاب ها برای خودشان دوست پیدا می کنند وبه خانه های جدیدی پا می گذارند. خلاصه کتاب ها این روزها برای خودشان عالمی دارند.


(کلمه های این کتاب از خوشحالی بال در آورده اند)

ما هم توی کتابخانه مان خوشحالی کتاب ها را احساس می کنیم . به مناسبت هفته کتاب وکتاب خوانی دو بازدید داشتیم . بچه ها از دو مدرسه برای بازدید به کتابخانه ما آمدند. و با کتاب های ما دوست شدند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 16:43  توسط منیره هاشمی | 

سلام

خبردار شدیم یکی از کتابهای قفسه نوجوان کتابخانه ما به اسم «آبی لبخند» سروده آقای شاهین رهنما برگزیده کتاب سال مجلات پوپک وسلام بچه ها شده است. از آن جا که این کتاب را انتشارات کانون پرورش فکری منتشر کرده به خودمان و شاعر محترم تبریک می گوییم.

 این جایزه به بررسی کتابهای چاپ شده برای بچه ها می پردازد تا بهترین ها معرفی شوند. خوب است یکی از شعرهای این کتاب را با هم بخوانیم:

 

اگر من سوالم

جوابم تو هستی

سر درس ایمان

کتابم تو هستی

*

بدون تو از من

نه نامی، نه یادی

نه بر لب سرودی

نه تصنیف شادی

*

جهان بی تو هرگز

قراری ندارد

زمین بی تو اصلا

بهاری ندارد

*

جهان بی تو یعنی

شبی پر ستاره

دل بی تو یعنی

دلی پاره پاره

*

تو دادی به مردم

گل ونور و هستی

نبودم ؛ تو بودی

نباشم ؛ تو هستی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 8:54  توسط منیره هاشمی | 

سلام !

این سلام مخصوص شما دوستان دانش آموزاست .سیزده آبان روز دانش آموز بر شما مبارک باد! ببینید چقدر مهم هستید! یک روز به اسم شما نام گذاری شده است. پس به خودتان افتخار کنید.

(مدرسه ای روستایی -خبرگزاری فارس)

از درس ومشق چه خبر؟ کاری کنید که آخر سالی با سر توی کوزه نروید! شعرش را که شنیده اید؟

بعضی از بچه های کلاس سوم آرزوهای یک دانش آموز را توی گوش ما گفته اند می خواهید ما آن ها را به شما هم بگوییم؟ پس به آرزوهای یک دانش آموز گوش کنید:

*مائده واحدی

خدایا تو خیلی مهربان وبزرگ هستی. تن معلمم را همیشه سالم نگه دار وکاری کن به کلاس های بالاتر بروم.

 

*زینب مرادی

آرزو دارم یک شاگرد زرنگ باشم تا معلمم همیشه من را تشویق کند وخودم از خودم راضی باشم.

 

*فاطمه سادات طبسی

من آرزو دارم روز معلم زودتر برسد تا بتوانم برای معلمم کادوی خوبی بخرم.

 

*صبا فضائلی

من آرزو دارم شاگرد اول بشوم تا مادر وپدرم به من افتخار بکنند.

 

*فاطمه قاسمی

آرزو دارم زودتر به کلاس های بالاتر بروم وسال های بعد هم در همین مدرسه ثبت نام بشوم.

 

*فریا رضازاده

من آرزو دارم پدر ومادرم من را در مسابقات علمی وفرهنگی شرکت بدهند.

 

 بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 12:1  توسط منیره هاشمی | 

سلام

این روزها ،روزهای قشنگ میلاد امام رضا (ع) است. کتابخانه ما هم پر از شور وشوق شده. هر کسی به شکلی می خواهد این روز بزرگ را جشن بگیرد. خانم قاسمی مشغول آماده کردن یک نشریه زیبا هستند .از چند مدرسه هم برای بازدید به کتابخانه آمده اند .خانم احمدیان مثل همیشه برای بچه ها قصه های مذهبی تعریف می کنند. خلاصه همه وهمه می خواهیم بگوییم امام رضا جان تولدت مبارک!

                  

فرهانه طالبیان کلاس چهارم

حرم امام رضا (ع) توی شبهای عید چراغانی است. پر است از چراغ های رنگی. مردم از همه جا برای تولد امام رضا به حرم می آیند. دور گنبد پر از کبوتر است. کبوتر ها هم جشن می گیرند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 15:17  توسط منیره هاشمی | 

Birdie   سلام

تا حالا فکر کرده اید بهشت چه رنگی است ؟چه بویی دارد ؟ آیا می شود آن را روی زمین پیدا کرد؟

اگر به مشهد وبه زیارت امام مهربان آمده باشید باید بگوییم که بهشت همین جا توی حرم امام رضا (ع) است. جایی که پر از فرشته است وامام زمان(عج) رفت وآمد می کنند. 

سلام به هر کسی که دلش به پنجره فولاد امام رضا گره خورده است.سلام به هر کسی که از راه دور آرزوی زیارت این امام را دارد. این روزها دیگر برای آمدن به مشهد نه قطاری پیدا می شود نه هواپیمایی ونه اتوبوسی! همه بلیط ها از قبل به فروش رفته اند. مشهد غوغاست . عاشقان دسته دسته برای زیارت می آیند. زائران حرم تمام راهتان را آینه بندان می کنیم ! حواستان باشد از لحظه لحظه این روزها استفاده کنید.

به مناسبت این روزهای خوب شعری از مربی ادبی کتابخانه ،خانم زهرا محدثی خراسانی ،به دستمان رسیده که با هم میخوانیم:
ضامن آهوان عاشق دشت!
السلام عليك يا مولا!
منم و دست خسته خواهش
منم و خلوت زلال دعا
*
مادرم كه هميشه يادت را 
در بهار و خزان به لب دارد
او كه شوق وصال را در دل 
گاه و بي‌گاه و روز و شب دارد
*
يك شب سرد و برگ‌ريز خزان 
كوله بار غريبي‌اش را بست 
روستا را كه زادگاهش بود
ترك كرد و به زائران پيوست 
*

مادرم رفته بود و من تنها 
در شب تار قريه جا ماندم 
بي‌نصيب از كبوتران حرم
از دل كاروان جدا ماندم 
*
من كه در روستايمان جز غم 
خلوتي مهربان نمي‌ديدم، 
من كه از كودكي به‌جز حسرت 
از درخت جهان نمي‌چيدم، 
*
من كه لطف خوش تو را، مادر
بارها خوانده بود در گوشم
من كه نذر كبوتران حرم
سال‌ها مانده بود بر دوشم،
*
روستا را و هرچه جز يادت 
به تمناي تو رها كردم
چون كبوتر، كبوتري عاشق
آستان تو را صدا كردم 


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 12:21  توسط منیره هاشمی | 

سلام    Balloons

یک سلام گرم به شما دوستان خوب به خصوص دخترها! می گویید چرا دخترها ؟ آخر سه شنبه 28 مهر، روز تولد حضرت معصومه(س) روز ملی دختر هاست. پس دخترها روزتان مبارک!

FlowerFlower Flower

از شهر پیغمبر

راهی ایران شد

او باغی از گل بود

ایران گلستان شد

*

تا این که مهمان شد

در سرزمین قم

مثل نگینی بود

در حلقه مردم

*

قم شهر خوبی هاست

بوی خدا دارد

غم نیست آن جا تا

معصومه را دارد

            

حضرت معصومه(س) خواهر مهربان حضرت امام رضا(ع) هستند. به ایشان کریمه اهل بیت می گویند. یعنی کسی که بسیار بخشنده است. امام صادق (ع) فرموده اند که هر کس معصومه (س) را در قم زیارت کند بهشت بر او واجب می شود. حضرت معصومه (س) علم و دانش زیادی داشتند و مردم از جاهای مختلف برای گرفتن جواب سوال های خود به دیدن ایشان می آمدند.ایشان راه طولانی مدینه تا خراسان را برای دیدن برادر خود طی کردند امام قبل از دیدن برادر در شهر قم مریض شدند وبه دیدار خدا رفتند. خوشحالیم که حرم ایشان در ایران است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 12:31  توسط منیره هاشمی | 

سلام!

شما تا به حال عکس گرفته اید؟ بعضی ها زندگی را از دریچه دوربین عکاسی شان می بینند. به همین خاطر سعی می کنند زیباترین وجالب ترین چیزها را پیدا کنند وبعد آن را ثبت کنند. کاش چشم های ما هم همیشه دنبال زیبایی ها باشند. اعضای کلاس  عکاسی خانم انتظاری امروز از کتابخانه به یک نمایشگاه  عکس رفته بودند. با کوچکترین عضو کلاس ،ریحانه حسینی کلاس اول دبستان ، گفتگویی کرده ایم که با هم می خوانیم.

   ریحانه حسینی

·       نظرت را درباره نمایشگاه بگو؟

نمایشگاه خیلی قشنگ بود .من از عکس آن چشمه خیلی خوشم آمد.

·       مگر چشمه چطوری بود؟

دور چشمه قرمز بود .یک پرنده سیاه ویک پرنده سفید روی آن نشسته بودند.

·       خودت دوربین داری؟

نه!

·       چرا دوربین نداری؟

 چون پدرم دوربینش را به من نمی دهد ،خیلی حساس است.

·       کلاس عکاسی را دوست داری؟

  بله، دوست دارم بزرگ شدم یک عکاس بشوم.

·       دوست داری از چه چیزهایی عکس بگیری؟

از حیوانات وگیاهان

از ریحانه حسینی به خاطر این گفتگو متشکریم.


 شهادت امام ششم حضرت امام صادق (ع) را که معلم بزرگ انسان ها هستند به شما تسلیت می گوییم.

   

 دعا کنید یک روز همه با هم برویم مدینه واز نزدیک ایشان را زیارت کنیم. حالا هم می توانیم کبوتر دلمان را بفرستیم قبرستان بقیع وبگذاریم در آن هوای بهشتی پرواز کند. زیارت قبول!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 15:22  توسط منیره هاشمی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ حاصل تلاش بچه های کتابخانه شماره 5 مشهد ومریبان:

عظیم زادگان(مسوول)، میمندی، قاسمی، احمدیان، هاشمی(مربیان فرهنگی)می باشد.

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
پیوندها
روزنامه شاپرک
شهید آقا مهدی باکری
تهمینه حدادی
عرفان نظرآهاری
فرهاد حسن زاده
مرکز من(مسابقه سراسری وبلاگ نویسی)
کلاس دوست داشتنی
کودکانه های ما دو تا
این یادگاری از من است
کودکان شعر
آفرین به آفتاب
کوچه باغ لحظه ها
پاژینه
خبرگزاری فارس
خبرگزاری مهر
خبرگزاری ایسنا
روزنامه قدس
مردی که ابرو ندارد (شاهین رهنما-شاعر کودکان)
کانون پرورش فکری صحنه
مرکز سفال تهران
جزیره کودکان
استاد مهدی آذر یزدی
عمو پورنگ
کودکانه
اطلسی ها
سپیده
یک شاخه گل شقایق(به یاد بابا)
کلاس چهارمی ها
شیطنت های من (مبینا کوچولو)
کتابک
رشد دانش آموز
مجله هد هد
مرکز یک آبادان
مرکز 6 مشهد
مرکز فردوس (بچه های تون)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM